صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
395
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
و به پيامبر نامه نوشتند و خويشاوندى خود را اظهار داشتند و خواهش نمودند به ثمامه نامه بنويسد و [ هم چون گذشته ] از ارسال مواد غذايى به مكه خوددارى نورزد . پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - نيز چنين كرد . « 1 » ( 1 ) نبرد بنى لحيان بنى لحيان همان عشيرهاى است كه به آن ده نفر از ياران پيامبر در رجيع خيانت كردند و آنان را از دم تيغ گذراندند . و چون سرزمين اين قوم ، با مكه همسايه بود و مسلمانان با مردم قريش و ساير صحرانشينان درگير بودند ، پيامبر ، در پى تعقيب و انتقام بر نيامد تا احزاب شكست خوردند و خوار و زبون و سست اراده گشتند . اكنون وقت آن است كه اين خيانتپيشگان به سزاى خود برسند . در ماه ربيع الاول يا جمادى الاول سال ششم ه . با دويست نفر براى پيكار آنان از مدينه بيرون رفت و براى اين كه دشمن با خبر نشود ، اظهار نمود كه به سوى شام مىرود . و ابن ام مكتوم را به جاى خود نشاند و سپس ، با سرعت خود را به درّهء « غران » ميان « امج » و « عسفان » - محل كشته شدن آن ده تن ، از مسلمانان رسانيد و برايشان دعاى خير و مغفرت كرد . بنى لحيان كه خبر آمدن پيامبر را شنيدند ، به بالاى كوهها پناه بردند و كسى به آنان دست رسى نيافت . پيامبر ، دو شبانه روز در سرزمين ايشان ماندگار شد و سريهاى فرستاد ؛ اما كارى از پيش نبردند . آنگاه به عسفان رفت و ده « 2 » سوار را به « كراع الغميم « 3 » » فرستاد تا مردم قريش از توان مسلمانان خبر يابند [ و به هراس افتند ] . پس از چهارده روز ، به مدينه بازگشت .
--> ( 1 ) - زاد المعاد / مختصر سيرهء پيامبر . ( 2 ) - ابن سعد مىگويد : وقتى پيامبر به عسفان رسيد ، ابو بكر را با ده سوار به كراع الغميم نزديك مكه فرستاد تا مردم قريش از توان مسلمانان به هراس افتند . ( ابن هشام ، ج 2 / ص 239 ) ابن هشام مىگويد : « دو اسب سوار » . . . ( همان ) . هيكل در ص 351 حياة محمد مىگويد : پيامبر ، ابو بكر را با يك صد سوار به سوى عسفان . . . فرستاد . ( م ) ( 3 ) - منطقهاى است در بين مكه و مدينه . . .